خرید بک لینک
شهرِ هزار پنجره
از استوری هدی رستمی در اینستاگرام متوجه شدم که شهر بِرات از کشور آلبانی، به شهر هزار پنجره معروفه! یحتمل من تو زندگی قبلیم اهل بِرات بودم.
+ تاریخ چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:4 نویسنده سارا

برچسب: شهرِ,هزار,پنجره, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:20

واقعیات اگه بهتون میگیم محکم باش و قوی باش، چون دلمون نمیخواد ناامید بشین، فکر میکنیم شاید با امید بتونین به زندگیتون ادامه بدین وگرنه که آدم چطور میتونه محکم باشه؟ نه، هرگز ممکن نیست. حتی با قوی بودن هم مشکلی حل نمیشه، اما چاره چیه؟ حقیقت اینه که با خوشبین بودن واقعیات زندگی تغییری نمیکنن، قوی

برچسب: واقعیات, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

چاره ای نیست
صدای گریه هاش رو میشنیدم و بدتر از اون، دلیل گریه هاش رو میدونستم. منم گریه کردم، برای دلیل گریه هاش گریه کردم.
+ تاریخ شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:4 نویسنده سارا

برچسب: چاره,نیست, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

تو یه برگی توی این باد؟ برگه ها رو زیر و رو کرد، طبقه ی پنجم،سمت راست. تو مطمئنی؟ شاید دروغ گفته باشه. عکس گرفت ولی هوا تاریک بود، گفت صداش رو شنید، برگشت و نگاه کرد. شما آدرس بلدی؟ این جدیده، پنج اسکوپ لطفا.کسی چه میدونه؟ طبقه ی دوم واحد هفت. دستات چرا زخم شده؟ هوا سرد بود. واسه تولد؟ گریه کرد

برچسب: برگی,باد؟, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

راستش دلم واسه نیمار سوخت:( چطور ممکنه یه نفر طرفدار نیمار باشه و بعد بخاطر تصمیمی که گرفته دیگه ازش خوب نگه و یا بد بگه؟ گفتم که، دلم واسه نیمار سوخت. یه قلب واسه ش کامنت گذاشتم که بدونه هر تصمیمی هم که بگیره، حداقل واسه یه نفر عزیز و محترمه.

+ پ.ن : البته میدونم که اونقدر وقت نداره که بخواد چند هزار کامنت رو بررسی کنه، ولی دوست داشتم پیش خودم خیالم راحت باشه که به تصمیمش احترام گذاشتم.

برچسب: نیمار, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

چتر کوچک و شکسته ام را در توفان و سیلاب بر سرم میگیرم و در باران آرام آرام به سوی خانه ام در پایان جهان می روم،به خانه ام که می رسم در خانه ام بسته است و من کلید ندارم.(احمدرضا احمدی) HOME| EMAIL| PROFILEMOZHGAN روزانـــه واژه یاب انتشارات خیلی سبز all links آرشــیو مرداد ۱۳۹۶تیر ۱۳۹۶خرداد ۱۳۹۶اردیب

برچسب: شاید,السابق, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

چتر کوچک و شکسته ام را در توفان و سیلاب بر سرم میگیرم و در باران آرام آرام به سوی خانه ام در پایان جهان می روم،به خانه ام که می رسم در خانه ام بسته است و من کلید ندارم.(احمدرضا احمدی) HOME| EMAIL| PROFILEMOZHGAN روزانـــه واژه یاب انتشارات خیلی سبز all links آرشــیو مرداد ۱۳۹۶تیر ۱۳۹۶خرداد ۱۳۹۶اردیب

برچسب: برای,لحظه, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

مطمئنی خواب خوب نمیفروشن؟ حدودا یک سالی میشه که دارم خواب بد و ترسناک و عجیب میبینم،مدتی دیگه خواب بد نمیدیدم، اما خب فقط مدتی! ولی موضوع موقعی ناراحت کننده تر میشه که مدتیه بعضی از خواب هام دارن به وقوع میپیوندن! و این حسی که مدام همراهمه... + تاریخ شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ ساعت 1:2 نویسنده سارا

برچسب: مطمئنی,خواب,نمیفروشن؟, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

چتر کوچک و شکسته ام را در توفان و سیلاب بر سرم میگیرم و در باران آرام آرام به سوی خانه ام در پایان جهان می روم،به خانه ام که می رسم در خانه ام بسته است و من کلید ندارم.(احمدرضا احمدی) HOME| EMAIL| PROFILEMOZHGAN روزانـــه واژه یاب انتشارات خیلی سبز all links آرشــیو مرداد ۱۳۹۶تیر ۱۳۹۶خرداد ۱۳۹۶اردیب

برچسب: شاید,نتواند, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

شاید اتفاقی نبود انگار من حتما باید سال 91 کتابِ "منِ او" رو میخوندم، بعد دی 94 نوشته ی روی آینه ی خوابگاه رو بخونم و بعد به صورت اتفاقی امروز فصل آخر "منِ او" رو دوباره بخونم. دقیقا همون نوشته ای که رو آینه ی خوابگاه بود! امروز به مفهوم اون نوشته پی بردم؛ بعد از پنج سال از خوندن کتاب و بعد از

برچسب: شاید,اتفاقی,نبود, نویسنده: آرتین نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 1:34

صفحه بندی